خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حیرت نگر که در بغل غنچه بوی گلزنجیر پاره می کند از آرزوی گل
۲
رفتی و در رکاب تو رفت آبروی گلشبنم گره چو گریه شود در گلوی گل
۳
مینا شکسته ای است مرا سرو در نظرتامست گشتم از قدح رنگ و بوی گل
۴
دود خموشی از دل آتش برآوردخاری که ترزبان شود از گفتگوی گل
صفحهٔ ۱ از ۵