خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حیلت تو خواهی که در را ببندیبنالی چو رنجور و سر را ببندی
۲
چو رنجور والله که آن زور داریکه بر چرخ آیی قمر را ببندی
۳
گر آن روی چون مه به گردون نماییبه صبح جمالت سحر را ببندی
۴
غلام صبوحم ولی خصم صبحمکه از بهر رفتن کمر را ببندی
صفحهٔ ۱ از ۳