خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق صادق نمی دارد تمناهای خامتخم انجم در زمین صبح می سوزد تمام
۲
کام و ناکامی درین گلشن هم آغوش همندبیشتر از فصلها در فصل گل باشد زُکام
۳
فسق پیش من زطاعات ریایی بهترستاستخوان صد پیرهن باشد به از مغز حرام
۴
تیرگی بیرون نرفت از دل به علم ظاهریخانه را روشن نمی سازد چراغ پشت بام
صفحهٔ ۱ از ۴