خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه از دریا به ظاهر چون گهر بگسستهاماز ره پنهان به آن روشنروان پیوستهام
۲
در سرانجام جهان از بیدماغیهای منمیتوان دانست دل بر جای دیگر بستهام
۳
چون شود مانع مرا از سیر زنجیر جنونمن که از بند فرنگ عقل بیرون جستهام
۴
آشنا جویان عالم خویش را گم کردهاندفارغم از آشنایان تا به خود پیوستهام
صفحهٔ ۱ از ۲