خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک را در پردههای چشم تر پیچیدهامسادهلوحی بین که در کاغذ شرر پیچیدهام
۲
من نه آن نخلم که ننگ بیبری بارآورمسر ز بیم سنگ طفلان از ثمر پیچیدهام
۳
گرچه مور لاغرم اما شکارم فربه استرشته بیجانم اما بر گهر پیچیدهام
۴
خودنمایی شیوه من نیست چون طفل سرشکدود آهم در زوایای جگر پیچیدهام
صفحهٔ ۱ از ۳