شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز می قانع به خوناب جگر گردیده امسرخ رو از باده بی درد سر گردیده ام
۲
تا مگر داغی به دست آرم درین بستانسراهمچو برگ لاله سر تا پا جگر گردیده ام
۳
نیست چون شبنم مرا مانع کسی از قرب گلاز ادب من حلقه بیرون در گردیده ام
۴
گرچه از پیوند گردد هر نهالی بارورمن ز پیوند علایق بی ثمر گردیده ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth