شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می دود اشک یتیمی بس که بر رخساره امسینه چون کشتی به دریامی زند گهواره ام
۲
بس که درد او دل سخت مرا درهم فشردنقش می گیرد به خود چون موم سنگ خاره ام
۳
سنگ طفلان چون فلاخن بال پرواز من استسختی دوران چه سازد بدل چون خاره ام
۴
نونیاز عشق چون فرهاد و مجنون نیستمبود از سنگ ملامت مهره گهواره ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth