خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آسمان نیلگون را سبز کرد اندیشهامبیستون کان زمرد شد زآب تیشهام
۲
غوطه در خون زد سپهر از ناخن اندیشهامبیستون یک دانه یاقوت شد از تیشهام
۳
داغ جانسوزی بود هر نقطهای از کلک مندیده شیرست کرم شبچراغ بیشهام
۴
از گلابم در فلکها شیشهای خالی نماندمیگدازد دل همان در بوته اندیشهام
صفحهٔ ۱ از ۳