خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم سوزن خیره گردد از صفای خرقه امبخته چون انجم شود گم در ضیای خرقه ام
۲
بخته را بر خرقه من چون سپند آرام نیستکارآتش می کند نورو ضیای خرقه ام
۳
استخوان در پیکرش چون ماه نوزرین شودسایه بر هر کس که اندازد همای خرقه ام
۴
چون لباس غنچه تنگی می کند بربوی گلآسمان نیلگون بر کبریای خرقه ام
صفحهٔ ۱ از ۳