خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد گل صد برگ خار از اشک خوش پرگاله امسبزه خوابیده در گلشن نماند از ناله ام
۲
گردد از سرگشتگی دوران عیش من تمامدر بساط آفرینش شعله جواله ام
۳
شد غبارم سرمه چشم غزالان و هنوزچشم لیلی بر نمی دارد سراز دنباله ام
۴
یک سر ناخن ز خار این چمن ممنون نیمتازه رو از خون خود دایم چو داغ لاله ام
صفحهٔ ۱ از ۲