شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سواد شهر وحشت می‌کند دیوانه‌اممی‌کشد از لفظ دامن معنی بیگانه‌ام
۲
داغ دارد پاکی دامان من فانوس راشمع را دست حمایت می‌شود پروانه‌ام
۳
دل به درد آید ز عاجزنالی من سنگ راآسیا را بازمی‌دارد ز گردش دانه‌ام
۴
خانه من چون کمان پاک است از اسباب عیشپر برآرد میهمان چون تیر در کاشانه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth