شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست از عزلت غباری بر دل دیوانه‌امدر بهاران از زمین سر بر نیارد دانه‌ام
۲
بس که شد از گرد کلفت دل‌نگران غمخانه‌امآیه رحمت شمارد سیل را ویرانه‌ام
۳
می‌گشایم با تهیدستی گره از کار خلقبر سر مردم ازان فرمانروا چون شانه‌ام
۴
هرکجا هنگامه گرمی است می‌گردم سپنددر بهاران عندلیب و در خزان پروانه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth