خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در نبندد چون کمان برروی مهمان خانه اممی ستاند چوب منع از دست دربان خانه ام
۲
در پناه نیستی آزادم از تشویق خلقهمچو داراز بوی خون دارد نگهبان خانه ام
۳
نیست بی شور محبت یک سر مو بر تنمزین نمک لبریز باشد چون نمکدان خانه ام
۴
چون کمان هر کس به من پیوست می گردد جدامی کشد شرمندگی از روی مهمان خانه ام
صفحهٔ ۱ از ۴