شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساغر می کی بشوید گرد غم از سینه‌امهمچو جوهر ریشه کرده زنگ در آیینه‌ام
۲
هر سر مویم چو سوزن رخنه‌ای دارد ز غممشرق آه است چون مجمر سراسر سینه‌ام
۳
گرچه خود عاجزترم از مور در جنگاوریناخن شیر از جگرها می‌دماند کینه‌ام
۴
لاله‌زاری در جگر دارم ز زخم مشک‌سودمی‌چکد چون نافه خون از خرقه پشمینه‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth