خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صاف چون صبح است با عالم دل بیکینهاممیتوان رو دید از روشندلی در سینهام
۲
از می روشن سیاهی آب حیوان میشودنیست بر خاطر غباری از شب آدینهام
۳
گر زنم مهر خموشی بر لب خود میشودکشتی دریایی از آب گهر گنجینهام
۴
داشت چون طوطی نهان در زنگ خودبینی مراتا نظر بستم ز خود بیزنگ شد آیینهام
صفحهٔ ۱ از ۲