خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که از نادیدنی دارد غبار آیینه اممی شمارد زنگ کلفت را بهار آیینه ام
۲
از سواد نامه اعمال می بخشد خبربس که از تردامنی گردیده تار آیینه ام
۳
بی تامل سینه پیش می سازم سپرتا ز عکس خلق شد صورت نگار آیینه ام
۴
از هوا گیرم غبار کلفت وزنگ ملالتا شده است از سخت رویان سنگسار آیینه ام
صفحهٔ ۱ از ۳