خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کم نگردد میهمان از خانه چون آیینه امنیست قفلی بردر کاشانه چون آیینه ام
۲
هر غبار آلوده ای کز خاک بر دارد مراشسته رو بیرون رود از خانه چون آیینه ام
۳
زشت و زیبا وبلند و پست از روشندلیدر نظر آید به یک دندانه چون آیینه ام
۴
کفر و دین را کرده ام تسخیر از روشندلیروشناس کعبه و بتخانه چون آیینه ام
صفحهٔ ۱ از ۳