شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از فروغ حسن گل درآشیان می سوختمماه گرم جلوه و من درکتان می سوختم
۲
در خزان دست و دلی کو تاکسی کاری کندکاش در جوش بهاران آشیان می سوختم
۳
ناله بی پرده را در خلوت او راه نیستورنه این نه پرده را از یک فغان می سوختم
۴
در سرم تابود شور عشق چون طفلان شوخمرکبم می بود اگر زنی عنان می سوختم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth