شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راه حرفی پیش ان لب چون سخن می خواستمبوسه واری جا درآن کنج دهن می خواستم
۲
درلباس اظهار مطلب شاهد تردامنی استباتو خود را درته یک پیرهن می خواستم
۳
چرخ سنگین دل نصیب آن خط شبرنگ ساختاز لب میگون از کامی که من می خواستم
۴
از دو سر خوب است باشد دوستیها برقراربا تو خود را و ترا با خویشتن می خواستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth