شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب که آن آیینه رو را در برابر داشتمطالع فغفور و اقبال سکندر داشتم
۲
شرح می دادم به آن لب تلخکامیهای خویشراه حرفی همچو طوطی پیش شکر داشتم
۳
بر لب سر چشمه کوثر ز روی شرمگینسینه ای سوزانتر از صحرای محشرداشتم
۴
آن که در گردنکشی مینای می را داغ داشتتا سحر لب بر لب او همچو ساغر داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth