خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد ایامی که رو برروی جانان داشتمآبرویی همچو شبنم در گلستان داشتم
۲
باغبان بی رخصت من گل نمی چید از چمنامتیازی در میان عندلیبان داشتم
۳
شاخ گل یک آب خوردن غافل از حالم نبودبرگ بخت سبز برسر در گلستان داشتم
۴
هر سحر کز خار خار عشق می جستم زجاهمچو گل بر سینه صد زخم نمایان داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳