خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه زیر تیغ لنگردار مسکن داشتمپای چون کوه از گرانسنگی به دامن داشتم
۲
نیل چشم زخم شد سودای مجنون مراجای هر سنگی که از اطفال بر تن داشتم
۳
ذوق دلتنگی گریبانگیر شد چون غنچه امورنه برگ عیش چون گل من به دامن داشتم
۴
کاسه دریوزه از روزن نبردم پیش ماهخانه خود را ز برق آه روشن داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳