شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به ملک بیخودی امید جامی داشتممی شدم بیرون ز خود چندان که پا می داشتم
۲
نرمی ره شد چو محفل تاروپود خواب منجای گل ای کاش آتش زیر پا می داشتم
۳
کاسه من هم اگر بی مغز می بود از ازلبهره ای از سایه بال هما می داشتم
۴
دست ازین دار فنا گر می توانستم کشیدکرسی افلاک را در زیر پا می داشتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth