شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سر کوی تو گر عزم سفر می داشتممی زدم بر بخت خود پایی که بر می داشتم
۲
داشتم در عهد طفلی جانب دیوانگانمی زدم بر سینه هر سنگی که بر داشتم
۳
حلقه ای کم می شد از زنجیر مجنون مرادیده رغبت ز روی هر چه بر می داشتم
۴
زندگی را بیخودی برمن گوارا کرده استمی شدم دیوانه گر از خود خبر می داشتم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth