شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوختم تا ره در آن زلف معنبر یافتمخشک چون سوزن شدم کاین رشته را سر یافتم
۲
می توانم از نگاهی ذره را خورشید کردفیض آن صبح بنا گوشی که من دریافتم
۳
زان به گرد خویش چون پرگار می گردم که مناز سویدای دل خود کعبه را دریافتم
۴
سایه ارباب دولت شمع راه ظلمت استآب حیوان را به اقبال سکندر یافتم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth