خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتماز سبک مغزی گرانسنگ است خواب غفلتم
۲
جست خون مرده از خواب گرانسنگ عدممن ز بیدردی همان مست و خراب غفلتم
۳
تیغ خورشید قیامت را کند دندانه دارگرچنین بر روی هم بندد سحاب غفلتم
۴
گردد از باد مخالف پله خوابش گرانچشم نرم افتاده است از بس حباب غفلتم
صفحهٔ ۱ از ۲