خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به زانو رفته پای من به گل از لای خمپای رفتن نیست ازمیخانه ام چون پای خم
۲
کرد حلاجی می وحدت سر منصور راخشت بردارد می پرزور از بالای خم
۳
رخنه دل از می صافی نمی آید بهممی کنم اندود این ویرانه را از لای خم
۴
از دل پر جوش نتوانم به بالین سر نهادنیست ممکن کف شود آسوده بر بالای خم
صفحهٔ ۱ از ۴