خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غوطه در آتش زدم از آب حیوان سر زدمسنگ بر آیینه اقبال اسکندر زدم
۲
جز در دولتسرای دل درین عبرت سرابانگ نومیدی برآمد هر در دیگر زدم
۳
آن سپند کلفت آلودم در آتشگاه عشقکز غبار سینه گل بر روزن مجمر زدم
۴
تشنه دیدار بر گردد ز دریا خشک لبنعل وارون بود هر جایی که بر کوثر زدم
صفحهٔ ۱ از ۳