خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش چشمم شد روان گر تشنه دریا شدمیافتم جویاتر از خود هر چه را جویا شدم
۲
چون الف کز مد بسم الله بیرون شد نیافتمحو در نظاره ان قامت رعنا شدم
۳
چون شرر بر نقد جان می لرزم از آهن دلاندر ته سنگ ملامت گرچه نا پیدا شدم
۴
کور بودم تا نظر بر عیب مردم داشتماز نظر بستن به عیب خویشتن بینا شدم
صفحهٔ ۱ از ۴