شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی گل رخسار او هرگاه در بستان شدمخنده بیدردی گل دیدم وگریان شدم
۲
عشق بر هر کس که زورآورد من گشتم خرابسیل در هر کجا که پا افشرد من ویران شدم
۳
لقمه بی استخوان من لب افسوس بوددر چه ساعت بر سر خوان فلک مهمان شدم
۴
برگ کاه من ز حیرت پشت بر دیوار داشتجذبه ای از برق دیدم آتشین جولان شدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth