شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به کی بر دل زغیرت زخم پنهانی خورمباتو یاران می خورند و من پشیمانی خورم
۲
نیست ممکن تازه رو گردد سفال خشک منزان لب نو خط اگر صهبای ریحانی خورم
۳
گرچه پیش افتاده ام درراه شوق از برق و بادهمچنان از همراهان نیش گرانجانی خورم
۴
از شکر چشم سفید مصر درراه من استچند گرد کاروان چون ماه کنعانی خورم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth