خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر فروغ مهر تابان آب می آرد به چشمروی آتشناک او خوناب می آرد به چشم
۲
بیقرار گل نپردازد به اوراق خزانمهر و مه را کی دل بیتاب می آرد به چشم
۳
گردش چشم تو گردون را کند زیروزبرکشتی مار ا کی این گرداب می آرد به چشم
۴
از شکر خند تو می ریزد نمک در چشم خوابگرچه صبح نوبهاران خواب می آرد به چشم
صفحهٔ ۱ از ۳