خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنمیک گل بی خار شد عالم زدامن چیدنم
۲
گرد دل می گشت بر گرد جهان گردیدنیکرد مستغنی ز عالم گرد دل گردیدنم
۳
دوری ره سرمه می کرد استخوانهای مراگر نمی آورد پایی در میان، لغزیدنم
۴
داغ دارد شعله سرگرمیم خورشید راهر سر ناخن هلالی شد ز سر خاریدنم
صفحهٔ ۱ از ۳