شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خنده بر حال گرانباران دنیا می زنماز سبکباری چو کف بر قلب دریا می زنم
۲
بادبان کشتی من شهپر پروانه استسینه بر دریای آتش بی محابا می زنم
۳
تا چو سوزن رشته الفت گسستم از جهانسر برون ازیک گریبان با مسیحا می زنم
۴
ذره بیقدرم اما افسر خورشید راگر گذارد بر سر من چرخ، سر وا می زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth