شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند روزی از در میخانه سروا می زنمپشت دستی بر قدح، سنگی به مینا می زنم
۲
چند در گرداب سرگردان بگردم چون حبابمی کشم چون موج میدان و به دریا می زنم
۳
بر نمی تابد غبار کلفتم آغوش شهرمی شوم سیلاب و بر دامان صحرا می زنم
۴
بلبلم اما می گلرنگ معشوق من استقمریم اما نوا بر سرو مینا می زنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth