شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشت آبی بر رخ از اشک ندامت می زنمنیش بیداری به چشم خواب غفلت می زنم
۲
پیش ازان کز خواب سنگین توتیا گردد تنمخار در چشم شکر خواب فراغت می زنم
۳
کوثر و زمزم نشوید گرد عصیان مراخویش را چون موج بر دریای رحمت می زنم
۴
از پریشان دیدنم خاطر گشته استبر در این خانه چندی قفل حیرت می زنم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth