شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیغ سیرابم دم از پاکی گوهر می زنمهر که را در جوهرم حرفی بود سر می زنم! در
۲
ابرم اما تشنه هر آب تلخی نیستمخیمه بر دریا به قصد آب گوهر می زنم
۳
صبر ایوبی به خونی طاقت من تشنه استلب پر از تبخال و استغنا به کوثر می زنم
۴
از جواب تلخ، گوشم چون دهان مار شدمن همان از ساده لوحی حلقه بر در می زنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth