شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۳۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند روزی بر در صبر و تحمل می زنمدست امیدی به دامان توکل می زنم
۲
چند پاداش تنزل سرگرانی واکشمبعد ازین من هم تغافل بر تغافل می زنم
۳
در خور پروانه من نیست سوز هر چراغخویش را بر شعله آواز بلبل می زنم
۴
چون ندارم دسترس بر طره طرار اودرگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth