خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جرأتی کو تا تماشای گلستانش کنمچشم حیران را سفال خط ریحانش کنم
۲
حلقه چشمی چو دور آسمان می خواستمتا به کام دل نظر برماه تابانش کنم
۳
پسته لب بسته او سنگ را دندان شکستمن به زوردست می خواهم که خندانش کنم
۴
میوه فردوس را تاب نگاه گرم نیستچون نظر گستاخ بر سیب زنخدانش کنم
صفحهٔ ۱ از ۳