خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند اوقات گرامی صرف آب و گل کنمدر زمین شور تا کی تخم خود باطل کنم
۲
تلخ گردیده است بر من خواب از شرم حضورکاش خود را می توانستم ازو غافل کنم
۳
از جدایی همچنان چون زلف می لرزد دلمدست اگر چون خون خود در گردن قاتل کنم
۴
نارسایی کرد آه بی مروت ورنه زودمی توانستم به خود سرو ترا مایل کنم
صفحهٔ ۱ از ۳