خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنماین گره را باز از پیشانی هامون کنم
۲
زان خوشم با دامن صحرا که از چشم غزلحلقه ای هر لحظه بر زنجیر خود افزون کنم
۳
من گرفتم رام گردیدند با من آهوانبر خمار سنگ طفلان صبر یارب چون کنم
۴
موی جوهر از خمیر آیینه را نتوان کشیدخارخار عشق را از سینه چون بیرون کنم
صفحهٔ ۱ از ۳