خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرتو مه را قیاس از نور انجم میکنمدر محیط قطره سیر بحر قلزم میکنم
۲
نیست از منصور کمتر جوش خون گرم منخشت را آواره از بالای این خم میکنم
۳
خنده و جان بر لبم یک بار میآید چو برقابر میگرید به حالم چون تبسم میکنم
۴
تشنهچشمان آب شهواری ز گوهر بیبرندداغ سودا را نهان از چشم مردم میکنم
صفحهٔ ۱ از ۳