خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاک را از آب روی خود گلستان میکنمقطرهای تا در بساطم هست طوفان میکنم
۲
آنچنان کز لفظ گردد معنی بیگانه دوردر سواد شهر جولان در بیابان میکنم
۳
گرچه از قسمت دم آبی نصیب من شده استصد دهان زخم را چون تیغ خندان میکنم
۴
از جهان آب و گل تا دست شُستم چون مسیحدست در یک کاسه با خورشید تابان میکنم
صفحهٔ ۱ از ۲