شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان می‌کنمترک سر زین رهگذر بر خویش آسان می‌کنم
۲
سایلان از شرم احسان آب می‌گردند و منمی‌شوم آب از حیا با هرکه احسان می‌کنم
۳
تا چو عیسی دست خود از چرکِ دنیا شُسته‌امدست در یک کاسه با خورشید تابان می‌کنم
۴
تنگ ظرفی دستگاه عیش را سازد وسیعهست تا یک قطره می در شیشه طوفان می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth