خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساده لوحان غافلند از الفت بیجای هممی نهند از دوستی زنجیرها بر پای هم
۲
صاف اگر باشد هوای بی غبار دوستیحال دل را می توان دریافت از سیمای هم
۳
روزیش چون شیر آماده است در مهد زمینهرکه چون طفلان گذارد دست بر بالای هم
۴
داغ آن دریانوردانم که چون زنجیر موجوقت شورش برنمی دارند سر از پای هم
صفحهٔ ۱ از ۳