خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
معنی بسیار را از لفظ کم جان می دهمبحر را در کاسه گرداب جولان می دهم
۲
گوهر من خرقه ازدست صدف پوشیده استتیغ بر سرم می خورم گوهر به دامان می دهم
۳
کعبه را چون محمل لیلی به یک بانگ بلندمی کنم دیوانه و سر در بیابان می دهم
۴
از گل بی خار جان خود چرا دارم دریغ؟من که خار بی ادب را آب حیوان می دهم
صفحهٔ ۱ از ۳