شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروریقمرا می‌رسد تو را که به خورشید بنگری
۲
همه عالم چو جان شود همگی گلستان شودشکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری
۳
تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شدچو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری
۴
چو سحر پرده می‌درد تو پس پرده می‌رویچو به شب پرده می‌کشد تو به شب پرده می‌دری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth