خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایمیوسف خود را ز بی چشمی به چاه افکنده ایم
۲
همچو مخمل تار و پود خواب غفلت گشته استسوزن الماس اگر در خوابگاه افکنده ایم
۳
هر دو عالم چیست تا ما قیمت یوسف کنیممی توان بخشید اگر سنگی به چاه افکنده ایم
۴
در سخن استادگی از ما سبکساران مخواهچون قلم ما حرف گفتن را به راه افکنده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲