خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیمخانه سازی را به خودسازی مبدل ساختیم
۲
می کند خون در جگر باد خزان را همچو سرورایت سبزی که از آزادگی افراختیم
۳
تا نسوزد آرزو در دل، نگردد سینه صافما به این خاکستر این آیینه را پرداختیم
۴
گوهر درد طلب در دامن ساحل نبودقطره خود را عبث واصل به دریا ساختیم
صفحهٔ ۱ از ۲