خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۴۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریمپیر می گردیم تا روزی به شب می آوریم
۲
روزه حرف طلب دارد لب اهل کرمما به منزل میهمان را بی طلب می آوریم
۳
رزق اگر دارد کلیدی در کف دست دعاستبی سبب ما زور بر پای طلب می آوریم
۴
منت مشکل گشایان نی به ناخن می کندزور بر دست دعای نیمشب می آوریم
صفحهٔ ۱ از ۲